تبليغاتX
راهيان حق
دین و سیاست

ابوجعفر محمد بن حسن بـن على طوسى، در رمضان سال 385 هـ.ق در شهر طوس خراسان ديده به جهان گشود.

ابو جعفر محمد بن حسن بـن على طوسى، در رمضان سال 385 هـ.ق در شهر طوس خراسان ديده به جهان گشود. وي پس از فراگيري تحصيلات مقدماتي در سن 23 سالگي به بغداد که در آن زمان يکي از مراکز مهمّ علمي بود رفت و به تکميل دانش خود پرداخت و از محضر بزرگاني چون «شيخ مفيد » و «سيد مرتضي علم الهدي » بهره مند گرديد.

شيخ طوسي پس از استادش سيد مرتضي، رياست علمي و فتوايي شيعه را به عهده گرفت؛ امّا به علّت يک سلسله آشوب هاي به وجود آمده از سوي مخالفان، خانه و کتابخانه اش به غارت رفت. در پي اين حادثه ناگوار شيخ طوسي به نجف اشرف هجرت کرد و نخستين پايه هاي حوزه علميه اين شهر را بنا نهاد. اين مرکز علمي و ديني که قدمتي چند صد ساله دارد، تاکنون يکي از مهم ترين مراکز علوم اسلامي در جهان اسلام بوده است و هزاران محقق برجسته و دانشمند بزرگ در آن پرورش يافته اند.
شيخ طوسي فقر را با نگارش کتاب «المبسوط » وارد مرحله اي جديد نمود؛ و دو اثر بسيار مهم وي به نام هاي «تهذيب » و «استبصار » از کتب چهارگانه حديثي شيعه به حساب مي آيند. شمار آثار شيخ طوسي به بيش از پنجاه جلد مي رسد که «التّبيان في تفسير القرآن » در ده جلد، «تلخيص الشّافي » و «کتاب الابواب » از آن جمله اند. گذشته از آثار گرانبها و ارزشمند علمي، دانشوران بزرگي در حوزه درسي شيخ طوسي پرورش يافتند که شمار آنان به بيش از سيصد دانشمند و مجتهد مي رسد. اين دانشمند بزرگ شيعه در سن هفتاد و شش سالگي چشم از جهان فرو بست و در نجف اشرف به خاک سپرده شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 7:0  توسط راهيان حق | 

بهاء الدين محمد بن عزالدين حسين بن عبدالصمد بن شمس الدين محمد بن حسن بن محمد بن صالح حارثي همداني عاملي جبعي (جباعي) معروف به شيخ بهائي در سال 953 ه.ق 1546 ميلادي در بعلبك متولد  شد. او در جبل عامل در ناحيه شام و سوريه در روستايي به نام "جبع" يا "جباع" مي زيسته و از نژاد "حارث بن عبدالله اعور همداني" متوفي به سال 65 هجري از معاريف اسلام بوده است.

ناحيه "جبل عامل" همواره يكي از مراكز شيعه در مغرب آسيا بوده است و پيشوايان و دانشمندان شيعه كه از اين ناحيه برخاسته اند، بسيارند. در هر زمان، حتي امروزه فرق شيعه در جبل عامل به وفور مي زيسته اند و در بنياد نهادن مذهب شيعه در ايران و استوار كردن بنيان آن مخصوصاً از قرن هفتم هجري به بعد ياري بسيار كرده و در اين مدت پيشوايان بزرگ از ميان ايشان برخاسته اند و خاندان بهائي نيز از همان خانواده هاي معروف شيعه در جبل عامل بوده است.

بهاءالدين در كودكي به همراه پدرش به ايران آمد و پس از اتمام تحصيلات، شيخ الاسلام اصفهان شد. چون در سال 991 هجري قمري به قصد حج راه افتاد، به بسياري از سرزمينهاي اسلامي از جمله  عراق، شام و مصر رفت و پس از 4 سال در حالي كه حالت درويشي يافته بود، به ايران بازگشت.

وي در علوم فلسفه، منطق، هيئت و رياضيات تبحر داشت، مجموعه تأليفاتي كه از او بر جاي مانده در حدود 88 كتاب و رساله است. وي در سال 1031 ه.ق در اصفهان درگذشت و بنا بر وصيت خودش  جنازه او را به مشهد بردند و در جوار مرقد مطهر حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام جنب موزه  آستان قدس دفن كردند.

 

شخصيت ادبي شيخ بهايی:

 ـ بهائي آثار برجسته اي به نثر و نظم پديد آورده است. وي با زبان ترکي نيز آشنايي داشته است. عرفات العاشقين (تأليف 1022ـ 1024)، اولين تذکره اي است که در زمان حيات بهائي از او نام برده است.

 بهترين منبع براي گردآوري اشعار بهائي، کشکول است تا جائي که به عقيده برخي محققان، انتساب اشعاري که در کشکول نيامده است به بهائي ثابت نيست. از اشعار و آثار فارسي بهائي دو تأليف معروف تدوين شده است؛ يکي به کوشش سعيد نفيسي با مقدّمه اي ممتّع در شرح احوال بهائي، ديگري  توسط غلامحسين جواهري وجدي که مثنوي منحول « رموز اسم اعظم » (ص 94 ـ 99) را هم نقل کرده است. با اين همه هر دو تأليف حاوي تمام اشعار و آثار فارسي شيخ نيست.

اشعار فارسي بهائي عمدتاً شامل مثنويّات، غزليّات و رباعيّات است. وي در غزل به شيوه فخرالدين عراقي و حافظ، در رباعي با نظر به ابو سعيد ابوالخير و خواجه عبدالله انصاري و در مثنوي به شيوه مولوي شعر سروده است. ويژگي مشترک اشعار بهائي ميل شديد به زهد و تصوّف و عرفان است. ازمثنوّيات معروف شيخ مي توان از اينها نام برد: «نان و حلوا يا سوانح سفر الحجاز»، اين مثنوي ملمّع چنانکه از نام آن پيداست در سفر حج و بر وزن  مثنوي مولوي سروده شده است و بهائي در آن ابياتي  از مثنوي را نيز تضمين کرده است. او اين مثنوي را به طور پراکنده در کشکول نقل کرده و گردآورندگان ديوان فارسي وي ظاهراً به علت عدم مراجعه دقيق به کشکول متن ناقصي از اين مثنوي را ارائه کرده اند. 

 «نان و پنير»، اين اثر نيز بر وزن و سبک مثنوي مولوي است؛ «طوطي نامه» نفيسي اين مثنوي را که از نظر محتوا و زبان نزديکترين مثنوي بهائي به مثنوي مولوي است، بهترين اثر ادبي شيخ دانسته و با آنکه آن را در اختيار داشته جز اندکي در ديوان بهائي نياورده و نام آن را نيز خود براساس محتوايش انتخاب کرده است.

«شير و شکر»، اولين منظومه فارسي در بحر خَبَب يا مُتدارک است. در زبان عربي اين بحر شعري پيش از بهائي نيز مورد استفاده بوده است. « شير و شکر » سراسر جذبه و اشتياق است و علي رغم اختصار آن (161 بيت در کليات، چاپ نفيسي، ص 179 ـ 188؛ 141 بيت در کشکول، ج 1، ص 247 ـ 254) مشحون از معارف و مواعظ حکمي است، لحن حماسي دارد و منظومه اي بدين سبک و سياق  در ادب فارسي سروده نشده است؛ مثنويهايي مانند «نان و خرما»، «شيخ ابوالپشم» و «رموز اسم اعظم» را نيز منسوب بدو دانسته اند که مثنوي اخير به گزارش مير جهاني طباطبائي (ص 100) از آنِ سيد محمود دهدار است. شيوه مثنوي سرايي بهائي مورد استقبال ديگر شعرا، که بيشتر از عالمان اماميّه اند واقع شده است. تنها نثر فارسي بهائي که در ديوان هاي چاپي آمده است، « رساله پند اهل دانش و هوش به زبان گربه و موش » است.

بهائي در عربي نيز شاعري چيره دست و زبان داني صاحب نظر است و آثار نحوي و بديع او در ادبيات عرب جايگاه ويژه اي دارد. مهمترين و دقيقترين اثر او در نحو، « الفوائد الصمديّه » معروف به صمديّه است که به نام برادرش عبدالصمد نگاشته است و جزو کتب درسي در مرحله متوسط علم نحو در حوزه هاي علميّه است. اشعار عربي بهائي نيز شايان توجه بسيار است. معروفترين و مهمترين قصيده او موسوم به « وسيله الفوزوالامان في مدح صاحب الزّمان عليه السلام » در 63 بيت است که هر گونه شبهه اي را در اثناعشري بودن وي مردود مي سازد. بهائي در ارجوزه سرايي نيز مهارت داشت و دو ارجوزه شيوا يکي در وصف شهر هرات به نام « هراتيه يا الزّهره » (کشکول، ج1،ص 189 ـ 194) و ديگر ارجوزه اي عرفاني موسوم به « رياض الارواح » (کشکول، ج1، ص225 ـ 227) از وي باقي مانده است. دوبيتيهاي عربي شيخ نيز از شهرت و لطافت بسياري برخوردار بوده که بيشتر آنها در اظهار شوق نسبت به زيارت روضة مقدّسه معصومين عليه السلام است.

شيخ محمدرضا فرزند شيخ حرّعاملي (متوفي 1110) مجموعه لطيفي از اشعار عربي و فارسي شيخ بهائي را در ديواني فراهم آورده است. اشعار عربي وي اخيراً با تدوين ديگري نيز به چاپ رسيده است. بخش مهمي از اشعار عربي بهائي، لُغَز و معمّاست.

از بررسي شيوه نگارش بهائي در اکثر آثارش، اين نکته هويداست که وي مهارت فراواني در ايجاز و بيان معمّا آميز مطالب داشته است. وي حتي در آثار فقهي اش اين هنر را به کار برده که نمونه بارز آن «رسائل پنجگانه الاثناعشرّيه »، است. اين سبک نويسندگي در « خلاصه الحساب، فوائد الصمّديه،  تهذيب البيان و الوجيزه في الدرايه » آشکاراتر است. بهائي تبحّر بسياري در صنعت لغز و تعميه داشته و رسائل کوتاه و لغزهاي متعدّد و معروفي به عربي از وي بر جا مانده است. مانند:

« لغزالزبده » ( لغزي است که کلمه زبده از آن به دست مي آيد )، « لغزالنحو »، « لغزالکشّاف »، « لغزالصمديه »، « لغزالکافيه » و « فائده ». نامدارترين اثر بهائي الکشکول، معروف به «کشکول شيخ بهائي» است که مجموعه گرانسنگي از علوم و معارف مختلف و آينه معلومات و مشرب بهائي محسوب مي شود.

بهائي در شمار مؤلفان پر اثر در علوم مختلف است و آثار او که تماماً موجز و بدون حشو و زوايد است، مورد توجه دانشمندان پس از او قرار گرفته و بر شماري از آنها شروح و حواشي متعدّدي نگاشته شده است. خود بهائي نيز بر بعضي تصانيف خود حاشيه اي مفصّل تر از اصل نوشته است. از برجسته ترين آثار چاپ شده بهائي مي توان از اينها نام برد: «مشرق الشمسين و اکسير السعادتين» ( تأليف 1015)، که ارائه فقه استدلالي شيعه بر مبناي قرآن (آيات الاحکام) و حديث است. اين اثر داراي مقدمه بسيار مهمي در تقسيم احاديث و معاني برخي اصطلاحات حديثي نزد قدما و توجيه تعليل اين تقسيم بندي است. از اثر مذکور تنها باب طهارت نگاشته شده و بهائي در آن از حدود چهارصد حديث صحيح و حسن  بهره برده است؛  «جامع عباسي»، از نخستين و معروفترين رساله هاي علميّه به زبان فارسي؛ « حبل المتين في اِحکام احکام الدّين » (تأليف 1007) در فقه که تا پايان صلوه نوشته است و در آن به شرح و تفسير بيش از يکهزار حديث فقهي پرداخته شده است؛ « الاثنا عشريه » در پنج باب طهارت، صلات، زکات، خمس، صوم و حج است. بهائي دراين اثر بديع، مسائل فقهي هر باب را به قسمي ابتکاري بر عدد دوازده تطبيق کرده است، خود وي نيز بر آن شرح  نگاشته است.

«زبده الاصول» اين کتاب تا مدتها کتاب درسي حوزه هاي علمي شيعه بود و داراي بيش از چهل شرح و حاشيه و نظم است. « الاربعون حديثاً » (تأليف 995) معروف به اربعين بهائي ؛ « مفتاح الفلاح » (تأليف 1015) در اعمال و اذکار شبانه روز به همراه تفسير سورة حمد. اين اثر کم  نظير که گفته مي شود مورد توجه و تأييد امامان معصوم عليه السّلام قرار گرفته است.

«حدائق الصالحين» (ناتمام)، شرحي است بر صحيفة سجاديه که هر يک از ادعية آن با نام مناسبي شرح شده است. از اين اثر تنها الحديقه الهلاليّه در شرح دعاي رؤيت هلال (دعاي چهل و سوم صحيفة سجاديه) در دست است.

 «حديقة هلاليّه » شامل تحقيقات و فوائد نجومي ارزنده است که ساير شارحان صحيفه از جمله سيّد عليخان مدني در شرح خود موسوم رياض السالکين از آن بسيار استفاده کرده اند. همچنين فوائد و نکات ادبي، عرفاني، فقهي و حديثي بسيار در اين اثر موجز به چشم مي خورد.

 

خدمات شيخ بهائي:

در عرف مردم ايران، شيخ بهائي به مهارت در رياضي و معماري و مهندسي معروف بوده و هنوز هم به همين صفت معروف است، چنانكه معماري مسجد امام اصفهان و مهندسي حصار نجف را به او نسبت مي دهند. و نيز شاخصي براي تعيين اوقات شبانه روز از روي سايه آفتاب يا به اصطلاح فني، ساعت  آفتاب يا صفحه آفتابي و يا ساعت ظلي در مغرب مسجد امام (مسجد شاه سابق) در اصفهان هست كه مي  گويند وي ساخته است.

در احاطه وي در مهندسي مساحي ترديد نيست و بهترين نمونه كه هنوز در ميان است، نخست تقسيم آب زاينده رود به محلات اصفهان و قراي مجاور رودخانه است كه معروف است هيئتي در آن زمان از جانب شاه عباس به رياست شيخ بهائي مأمور شده و ترتيب بسيار دقيق و درستي با منتهاي عدالت و دقت علمي در باب حق آب هر ده و آبادي و محله و بردن آب و ساختن ماديها داده اند كه هنوز به همان ترتيب معمول است و اصل طومار آن در اصفهان هست.

ديگر از كارهاي علمي كه به بهائي نسبت مي دهند طرح ريزي كاريز نجف آباد اصفهان است كه به نام قنات زرين كمر، يكي از بزرگترين كاريزهاي ايران است و از مظهر قنات تا انتهاي آبخور آن  9 فرسنگ است و به 11 جوي بسيار بزرگ تقسيم مي شود و طرح ريزي اين كاريز را نيز از مرحوم بهائي مي دانند.

ديگر از كارهاي شيخ بهائي، تعيين سمت قبله مسجد امام به مقياس چهل درجه انحراف غربي از نقطه جنوب و خاتمه دادن به يك سلسله اختلاف نظر بود كه مفتيان ابتداي عهد صفوي راجع به تشخيص قبله عراقين در مدت يك قرن و نيم اختلاف داشته اند.

يكي ديگر از كارهاي شگفت كه به بهائي نسبت مي دهند، ساختمان گلخن گرمابه اي كه هنوز در اصفهان مانده و به حمام شيخ بهائي يا حمام شيخ معروف است و آن حمام در ميان مسجد جامع و هارونيه در بازار كهنه نزديك بقعه معروف به درب امام واقع است و مردم اصفهان از دير باز همواره عقيده داشته اند كه گلخن آن گرمابه را بهائي چنان ساخته كه با شمعي گرم مي شد و در زير پاتيل گلخن فضاي تهي تعبيه كرده و شمعي افروخته در ميان آن گذاشته و آن فضا را بسته بود و شمع تا مدتهاي مديد همچنان مي سوخت و آب حمام بدان وسيله گرم مي شد و خود گفته بود كه اگر روزي آن فضا را بشكافند، شمع خاموش خواهد شد و گلخن از كار مي افتد و چون پس از مدتي به تعمير گرمابه پرداختند و آن محوطه را شكافتند، فوراً شمع خاموش شد و ديگر از آن پس نتوانستند بسازند. همچنين طراحي منارجنبان اصفهان كه هم اكنون نيز پا برجاست به او نسبت داده مي شود.

 

 استادان شيخ بهائي:

 آن طور كه مؤلف عالم آرا آورده است، استادان او بجز پدرش از اين قرار بوده اند: "تفسير و حديث و  عربيت و امثال آن را از پدر و حكمت و كلام و بعضي علوم منقول را از مولانا عبدالله مدرس يزدي مؤلف مشهور حاشيه بر تهذيب منطق معروف به حاشيه ملا عبدالله آموخت. رياضي را از ملا علي مذهب ملا افضل قاضي مدرس سركار فيض كاشاني فرا گرفت و طب را از حكيم عماد الدين محمود آموخت و در اندك زماني در منقول و معقول پيش رفت و به تصنيف كتاب پرداخت."

مؤلف روضات الجنات استادان او را پدرش و محمد بن محمد بن محمد ابي الطيف مقدسي مي شمارد و گويد كه صحيح بخاري را نزد او خوانده است. علاوه بر استادان فوق در رياضي، بهائي نزد ملا محمد باقر بن زين العابدين يزدي مؤلف كتاب مطالع الانوار در هيئت و عيون الحساب كه از رياضي دانان عصر خود بوده نيز درس خوانده است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 7:17  توسط راهيان حق | 

بسمه تعالي

 

آنان که غمت به جان خریدند حسین

یک باره دل از جهان بریدند حسین

 

افسوس که خونین کفنان ایران

جان دادن و کربلا ندیدند حسین

 

دانشجوي گرامي: راهيان حق
سلام عليكم
                       

سوال (1): آيا قمه زني در اسلام ريشه تاريخي دارد. و يا اينكه يك بدعت است؟و آيا حرام است يا حلال؟
جواب: در رابطه با قمه زنى هيچ دستورى از ناحيه شرع نرسيده و برخى از فقها نيز درباره آن چيزى نگفته‏اند، ليكن كسانى كه متعرض حكم آن شده‏اند عموماً در دو صورت آن را غير جايز شمرده‏اند:
1) در صورتى كه مشتمل بر ضرر معتنابه براى شخص باشد.
2) در صورتى كه موجب وهن اسلام يا تشيع گردد و با توجه به اين كه در حال حاضر اين مسأله در سطح جهانى مورد تبليغات سوء بر عليه اسلام و شيعه مى‏شود ترك آن بهتر است.
بنا بر نظر بعضى از مراجع مانند فاضل لنكرانى، مكارم شيرازى و تبريزى، عزادارى و سينه‏زنى و امثال اينها براى سيد مظلومان از كارهايى است كه موجبات تقرب به خداوند عالم است و اما از اعمالى كه موجب سوء استفاده دشمنان اسلام و وهن دين مى‏شود بايد اجتناب شود. آيت ا... مکارم شيرازي، استفتاءآت جديد، ج1، ص158، قم، نسل جوان، 1381، چاپ سوم
به نظر مقام معظم رهبري: قمه‏زنى علاوه بر اينكه از نظر عرفى از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمى‏شود و سابقه‏اى در عصر ائمه(ع) و زمان‏هاى بعد از آن ندارد و تأييدى هم به شكل خاص يا عام از معصوم(ع) در مورد آن نرسيده است در زمان حاضر موجب وهن و بدنام شدن مذهب مى‏شود بنابراين در هيچ حالتى جايز نيست. بنابراين قمه زني، زنجير تيغي زدن و ... که به مرور زمان و در اثر سهل انگاريها، در عزاداري سالار شهيدان وارد شده است بي ترديد از مصاديق عزا و سوگواري به شمار نمي آيد بلکه از آفتها و منکرات آن است و اين گونه مراسم(قمه زني) از نظر شرعي هيچ گونه پايه و مبناي ديني ندارد و صرفا از روي علاقه به اباعبدا... حسين(ع) انجام مي گيرد. بدون ش اگر به وسيله آن ضرري بر بدن وارد شود - که حتما ضرر وارد مي شود- حرام است و مومنين بايد از آن اجتناب کنند و اگر ضرري هم وارد نسازد- در عرف امروز- موجب بدبيني و وهن مذهب است و بايد از آن جلوگيري شود و لذا مقام معظم رهبري فرموده است «مخفي نيست که بيشترين اين امور(قمه زني و ...) باعث بدنامي و وهن مذهب اهل بيت(ع) مي شود و اين از بزرگترين ضررها و خسارت ها است.» آيت ا... العظمي سيد علي خامنه اي، اجوبه الاستفتاءآت، ترجمه فارسي، تهران، انتشارات بين الملل هدي، چاپ پنجم1382، ص326 طبيعي است که اين گونه مراسم با نهضت امام حسين(ع) و آرمان بلند آن شهيدان تاريخ در تضاد است، و چه زيبا سروده است آن شاعر:

کي گفت حسين تو بر سر خويش بزن

با تيغ به فرق خويشتن نيش بزن

 

تيغي که زني بر سر خود اي غافل

بر فرق ستمگران بد کيش بزن


فرهنگ عاشورا، ص314
و بهترين شيوه عزاداري، تشکيل مجالس با شکوه و ذکر اهداف مقدس امام حسين(ع) و تاريخچه کربلا و تحليل فرازهاي آن و مراسم سوگواري و هم چنين تشکيل دسته جات عزاداري با شکوه، توأم با برنامه هاي بيدار کننده و پرمحتوي است که روشن کننده اهداف عزاداري امام حسين(ع) باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 7:31  توسط راهيان حق | 

روزها رازهايي درسينه دارند كه تقديم روشن بينان مي شود . آنهايي كه چشم هاي خود را به روشنايي مي بندند توانايي نگريستن به خورشيد بر آمده روز را ندارند. رازدانان روزها  از حادثه ها عبرت مي آموزند و بر واقعه ها با ديده تعبير مي نگرند، آيات نيك را شاكرند و بر نشانه هاي هيبت و عسرت صابر. زيرا شكر به فراخي و صبر به تنگي نشان خردمندي است.

عاشورا ، دهم ماه محرم ، روزپيروزي خون برشمشير است. غلبه فرياد مظلوم بر عربده كشي ظالم تا بن دندان مسلح  پيروزي و نصرتي كه هلهله كنان كوفي و شامي آن را با چشمان بسته به آفتاب خود نديدندو از بالاي نيزه بردن آفتاب شادمان و خرسند شدند، درحالي كه نمي دانستند باخود رايت پيروزي حسين شهيد (ع) را به دوش مي كشند و با هلهله خويش كوس رسوايي خود رابر كوي و برزن مي زنند.

 

امروز ، تاريخ پيروزي حسين بن علي (ع) را به گواهي نشسته است، پيروزيي كه از بستر جهاد و متن خون شكوفا شد و آرمانهاي والاي اورا با جريان تاريخ نسل به نسل بشري واگويه كرد.

  حماسه‌ي عاشورا  سر فصل عشق و شور و عرفان بزرگ مردان الهي و نشان آفرينش عزت و اقتدار و آرمان گرايي بزرگ زناني است كه حيات اسلام ناب محمدي (ص) و آزادگي و آزادي را امداد جاودانه پايمردي و استقامت خود ساخته اند، نهضت حسيني و انقلاب فياض و جوشان عاشورا يك بعثت بدون وحي و شكفتن گلبانگ توحيد در چكاچك شمشير بر بلنداي سر نيزه هاست،‌كربلا عرصه انفجار نور و ظهور حماسه از يك سو و تبلور قساوت و حد اعلاي فاجعه از طرف ديگر است و نينوا سرزميني بي مانند براي نمايش تمامي عشق بر پرده هستي است،‌ واضح است كه دايره آفرينش را بي كربلا وجودي نيست منظومه معارف عارفان و سير سالكان الي الله و جهاد مجاهدين في الله و مجاهده عالمان في سبيل الله را بي حسين (ع) و زينب در باغ خاطر نمي توان گذراند. به راستي اگر معمار ازل در خزانه خارج از وصف آفرينش، گوهري چون حسين (ع) و مرواريدي چون زينب (س) نداشت، كار كدامين نبي به كمال مي رسيد و راه كدامين رسول به نهايت پيوند مي خورد؟ حسين و عاشورا و زينب ناموس دهر و باعث بقاي هستي و تداوم راه پاكان و صالحان براي هميشه تاريخ بشر هستند، از پيامبران اولوالعزم تا مردمان عادي همه در جستجو و رهپوي مردان و زنان روزگار و سرزميني هستند كه پرچم هدايتشان در دستهاي استوار زينب (س) و نهال آرزويشان در چشمه سار هميشه جوشان حسين (ع) استقرار يافته و نور خود را در چهره‌ي گلگون عاشورا به نظاره مي نشينند.

 

منابع:

ـ  با خاندان وحي، از عاشورا تا اربعين،‌ تاليف حشمت الله قنبري همداني 1379

- نهضت عاشورا، حجه الاسلام و المسلمين دكتر محمديان

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 8:29  توسط راهيان حق | 

محرم، ماه ايثار و از جان گذشتگی است! ماه عشق و شور و فریاد است! ماه سرافرازی بر فراز نیزه هاست! ماه آمیختن با خون و آمیختن عشق است.سلام بر حسین (ع)

امام حسين (ع) و ياران او

امام حسين (ع) در سوم شعبان سال چهارم هجري در مدينه به دنيا آمد. رسول خدا (ع) نام اين فرزند زهرا (س) را حسين نهاد وي مورد علاقه شديد پيامبر خدا(ص) بود و آن حضرت دربارة او فرمود: «حسين مني و انا من حسين....» و در آغوش پيامبر بزرگ شد. هنگام رحلت رسول خدا، شش ساله بود در دوران پدرش علي بن ابي طالب (ع) نيز از موقعيت والايي برخوردار بود، علم، بخشش، بزرگواري، فصاحت، شجاعت، تواضع، دستگيري از بينوايان، عفو و حلم و .... از صفات برجسته اين حجت الهي بود. در دوران خلافت پدرش در كنار آن حضرت بود و در سه جنگ «جمل»، «صفين» و «نهروان» شركت داشت.پس از شهادت پدرش كه امامت به حسن بن علي (ع) رسيد همچون سربازي مطيع رهبر و مولاي خويش و همراه برادر بود پس از انعقاد پيمان صلح (صلح امام حسن (ع) با معاويه حاكم شام) با برادرش و بقيه اهل بيت (ع) از كوفه به مدينه آمدند. با شهادت امام مجتبي (ع) در سال 49 يا 50 هجري (كه به دست همسرش جعده، دختر اشعث بن قيس الكندي مسموم شد و پس از چهل روز به شهادت رسيد. معاويه با توطئه به ازدواج درآوردن يزيد با جعده اين كار را تدارك ديد). بار امامت به دوش سيدالشهدا قرار گرفت. در آن دوران ده ساله كه معاويه بر حكومت مسلط بود، امام حسين (ع) همواره يكي از معترضين سرسخت نسبت به سياستهاي معاويه و دستگيريها و قتلهاي او بود و نامه هاي متعددي در انتقاد از رويه معاويه در كشتن حجربن عدي و يارانش و عمروبن حمق خزاعي كه از وفاداران به علي (ع) بودند و اعمال ناپسند ديگر او نوشت. در عين حال حسين بن علي (ع) يكي از محورهاي وحدت شيعه و از چهره هاي برجسته و شاخصي بود كه مورد توجه قرار داشت و همواره سلطه اموي (حكومتي كه از سال 41 هجري با معاويه اولين خليفه اموي شروع مي شود و تا سال 132 هجري ادامه مي يابد) از نفوذ شخصيت او بيم داشت با مرگ معاويه در سال 60 هجري يزيد به والي مدينه نوشت كه از امام حسين (ع) به نفع او بيعت بگيرد اما سيدالشهداء كه فساد يزيد و بي لياقتي او را مي دانست، از بيعت امتناع كرد و براي نجات اسلام از بليه سلطه يزيد كه به زوال و محو دين مي انجاميد، راه مبارزه را پيش گرفت از مدينه به مكه هجرت كرد و در پي نامه نگاريهاي كوفيان و شيعيان عراق با آن حضرت و دعوت براي آمدن به كوفه آن امام ابتدا مسلم بن عقيل را فرستاد و نامه هايي براي شيعيان كوفه و بصره نوشت و با دريافت پاسخ كوفيان در بيعتشان با مسلم بن عقيل در روز هشتم ذيحجه سال 60 هجري از مكه به سوي عراق حركت كرد.

پيمان شكني كوفيان و شهادت مسلم بن عقيل، اوضاع عراق را نامطلوب ساخت و سيدالشهدا كه همراه خانواده، فرزندان و ياران به سوي كوفه مي رفت، پيش از رسيدن به كوفه در سرزمين «كربلا» در محاصره سپاه كوفه قرار گرفت. تسليم نيروهاي يزيد نشد و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمين، مظلومانه و تشنه كام، همراه اصحابش به شهادت رسيد. از آن پس كربلا كانون الهام و عاشورا سرچشمه قيام و آزادگي شد و كشته شدن وي سبب زنده شدن اسلام و بيدار شدن وجدانهاي خفته گرديد.(1)

خون او تفسيراين اسرار كرد         ملت خوابيده را بيدار كرد(2)

ـ اصحاب شهادت طلب و با وفاي سيدالشهداء‌(ع) نمونه بارز آگاهي، ايمان، شجاعت و فداكاري بودند .... آنان كه در ركاب سيدالشهداء به فيض شهادت رسيدند جمعي از بني هاشم بودند. جمعي از مدينه با آن حضرت آمده بودند، ‌برخي در مكه در طول راه به وي پيوستند. برخي هم از كوفه توانستند به جمع آن حماسه سازان شهيد بپيوندند. كساني هم در راه نهضت حسيني، پيش از عاشورا شهيد شدند،‌كه آنان نيز جزء اصحاب او به شمار مي آيند. (چون مسلم بن عقيل و قيس بن مسهر صيداوي و ...) (3)

ـ مدت قيام امام حسين (ع) از روز امتناع از بيعت با يزيد تا روز عاشورا 175 روز طول كشيد (12 روز در مدينه، 4 ماه 10 روز در مكه، 23 روز در بين راه مكه تا كربلا و 8 روز در كربلا از 2 تا 10 محرم) (4)

1-(فرهنگ عاشورا/ جواد محدثي/ ص 147. 148)

2-علامه اقبال لاهوري

3- (پيام آور عاشورا/ مهاجراني/ ص 11)

 4- (فرهنگ عاشورا/ جواد محدثي/ ص 32)

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 8:27  توسط راهيان حق | 
رمضان ماه ميهماني خداسفره‎‎ بي‎‎‎ انتهاي‎ الهي گستـرده مـي شود تـا حقيقت‎‎ جويان‎‎ و حقيقت خواهان با بهره‎ گيري‎ از عظمت‎‎‎ , كرامت و فضاي‎ انباشته‎ از رحمـت ماه‎ رمضان‎ دلها و جانهاي‎ خود را نورانــي‎ و به‎ خدا نزديك‎ تر كنند.
بركت‎ روزه‎ روزها, توسل‎ و دعا و ذكـر و تلاوت‎‎ قرآن‎‎ در اين ماه‎, نور حقيقت را بر دلهاي‎ مومنان‎ مي‎ تاباند.
زيباترين‎‎‎ تعبير از اين ماه‎ , هـمـان است‎‎ كه‎‎ پيامبر فرمود " اين‎ ماهي‎ اسـت كـه در آن‎ , خداوند شما را به‎ ميهماني‎ خويــش‎ فـرا خوانده‎ است‎. "
روزه‎ داشتن‎ , نگاهـداري‎‎ انـدام‎ هـاي بدن‎‎ و نيز انـديشـه‎‎ و گمـان , از گنـاه , صدقه‎‎ دادن‎‎‎‎ به نيازمندان , فراوان خوانـدن قــرآن‎‎‎ , مهـر ورزيـدن بـه‎ بــي‎ كســان و يـتيـمـان‎ و آمرزش‎‎ خواهي‎ از كارهاي‎ سفارش شده‎‎ اين‎ ماه است‎ .
روزها و ماههاي‎‎ سال‎ نعمت‎ هاي خداوند و سرشـار از الـطاف‎ او هسـتنـد , امـا در رمضان‎ راز ديگري‎ نهفته‎ است‎.
كسي‎ كه‎‎ به رمز ايـن‎ راز دسـت‎ يـابـد مي‎ تواند همه‎‎‎ مـوانـع‎ راه را تـا قـلــه سعـادت‎ از ميان‎ برداشته‎‎‎‎ و هر آنچه كه راه تعالـي‎ و تكامل‎ انسان‎ را سـد كرده‎ در هـم‎ كوبد.

ايرانيـان‎‎‎ مـومـن اهـميـت‎ ايـن سـعـادت‎ را دريافتـه‎ و روزهـاي‎ پـايـانـي‎ شعبان‎ المعظم‎ را به‎‎ ماه ضيافت‎ خدا متـصـل‎ كردند.
برگزاري‎‎ نمازهاي جماعت‎ صبـح‎, ظهـر و مغرب‎ در مساجد همراه‎ با سخنراني‎ و بـيـان‎ احكام‎ در فواصل‎ نماز جماعت‎‎, جلسات انس‎ با قرآن‎‎ درمراسم‎‎ افطاري‎ و اطعام مستمندان از مراسم‎ ويژه‎ رمضان‎ است‎.
افطاري‎ دادن‎‎ و اطعـام‎ روزه‎ داران از رسومي‎ است‎ كه‎‎ در بين‎‎ مـردم‎ تهـران درمـاه مبارك‎ رمضان‎ بسيار مورد توجه‎ است‎.
شله‎ زرد, شيربرنج‎, فرنـي‎, حلـوا بـا آرد گنـدم‎‎, حـليـم , آش‎ رشتـه‎‎ از سـفــره هاي‎‎ افطاري تهراني‎ ها در ماه‎ رمضان‎ است‎.

 خانه خدا

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1384ساعت 5:2  توسط |