![]() |
![]() |
|
| دین و سیاست |
|
سلام عليكم سال نو مبارك گروه راهيان حق سال خوبي را براي شما آرزو ميكند. منتظر نظرات شما از طريق ايميل هستيم. خداحافظتون باشه. يا علي يا حق
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 7:45 توسط راهيان حق |
|
|
سلام عليكم
ميخواستيم عكس كسانيكه امسال در روز عاشورا (شهردولت آباد برخوار) قمه زنده اند را برايتان بگذاريم ولي پشيمان شديم. يعني فقط عكس نمي گذاشتيم .(عكس با مشخصات كامل يعني حتي كارهاي ضد اخلاقي و سياسي كه انجام داده اند هم مينوشتيم.)تا مشخص شود كه اينها همان آدمهاي عقده اي هستند كه دوستدارند نامي از آنها برده شود .حال ما اينكار را نميكنيم و فقط عكس ها ميگذاريم ولي بطور كلي كارهاي ضد اخلاقي كه بيشتر اين ادمهاي بي عقل انجام ميدهند را مينويسيم. مزاحم نواميس مردم شدن،.....،سر چهارراه ايستادن،پاره كردن عكس حضرت آيت الله خامنه اي در هيئتشان (يكي از اعضاي هيئت امناء اين هيئت بنام سيد مهدي حسيني)،پاره كردن عكس شهيدان جنگ تحميلي در مسجد فاطميه دولت آباد(يكي از اعضاي هيئت امناء اين هيئت كه متاسفانه شيخ هم هستند ،اكثرآ ميشناسنش شيخ محمود داوري). پخش كتابهايي كه در آن از سخنان مراجع سوء استفاده كرده اند با اقاي صادق داوري است. از مردم فهيم شهر دولت آباد ميخواهيم كه نگذارند اينها بدعت هاي بيشتري بگذارند .فقط همين يا حق |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 7:40 توسط راهيان حق |
|
|
باسمه تعالي در رابطه با قمه زنى هيچ دستورى از ناحيه شرع نرسيده و برخى از فقها نيز درباره آن چيزى نگفتهاند، ليكن كسانى كه متعرض حكم آن شدهاند عموماً در دو صورت آن را غير جايز شمردهاند: در اين جا توجه شما را به فتواي مبسوط حضرت آيت الله فاضل لنكراني جلب ميكنيم: با توجه به گرايشي كه نسبت به اسلام و تشيع بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، در اكثر نقاط جهان پيدا شده است، و ايران اسلامي به عنوان ام القراي جهان اسلام، شناخته ميشود، و اعمال و رفتار ملت ايران به عنوان الگو و بيانگر اسلام، مطرح است، لازم است در رابطه با مسائل سوگواري و عزاداري سالار شهيدان، حضرت امام حسين ـ عليه السلام ـ به گونهاي عمل شود، كه موجب گرايش بيشتر و علاقهمندي شديدتر به آن حضرت و هدف مقدس وي گردد.(اين تنها نظر يكي از مراجع است. براي دسترسي به نظرات مراجع تقليد ديگر به وبلاگ راهيان حق مراجعه كنيد.)پيداست در اين شرايط، مسئله قمه زدن نه تنها چنين نقشي ندارد، بلكه به علت عدم قابليت پذيرش، و نداشتن هيچ گونه توجيه قابل فهم مخالفين، نتيجه سوء بر آن مترتب خواهد شد. لذا لازم است، شيعيان علاقهمند به مكتب امام حسين ـ عليه السلام ـ از آن خودداري نمايند؛ و چنان چه در اين مورد، نذري وجود داشته باشد؛ نذر واجد شرايط صحت و انعقاد نيست. تنها كسي كه قمه زني را واجب دانسته آقاي شيرازي است ، ايشان در جايي مي گويند: قمه زني : براي بعضي ها واجب عيني است ، براي بعضي ها واجب كفايي است و... براي بعضي ها واجب عيني است، يعني چه ؟ آيا اينگونه فتوا دادن اشتباه نيست ؟ چگونه عملي واجب است (ان هم واجب عيني) ، كه هيچكدام از ائمه معصومين (ع) اينكار را انجام نداده اند و حتي اينكار را سفارش هم نكرده اند ؟! به نظر مقام معظم رهبري: قمهزنى علاوه بر اينكه از نظر عرفى از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمىشود و سابقهاى در عصر ائمه(ع) و زمانهاى بعد از آن ندارد و تأييدى هم به شكل خاص يا عام از معصوم(ع) در مورد آن نرسيده است در زمان حاضر موجب وهن و بدنام شدن مذهب مىشود بنابراين در هيچ حالتى جايز نيست. بنابراين قمه زني، زنجير تيغي زدن و ... که به مرور زمان و در اثر سهل انگاريها، در عزاداري سالار شهيدان وارد شده است بي ترديد از مصاديق عزا و سوگواري به شمار نمي آيد بلکه از آفتها و منکرات آن است و اين گونه مراسم(قمه زني،زنجير تيغي و...) از نظر شرعي هيچ گونه پايه و مبناي ديني ندارد و صرفآ از روي علاقه به اباعبدا... حسين(ع) انجام مي گيرد. بدون شك اگر به وسيله آن ضرري بر بدن وارد شود - که حتما ضرر وارد مي شود- حرام است و مومنين بايد از آن اجتناب کنند و اگر ضرري هم وارد نسازد- در عرف امروز- موجب بدبيني و وهن مذهب است و بايد از آن جلوگيري شود و لذا مقام معظم رهبري فرموده است «مخفي نيست که بيشتر اين امور(قمه زني و ...) باعث بدنامي و وهن مذهب اهل بيت(ع) مي شود و اين از بزرگترين ضررها و خسارت ها است.» طبيعي است که اين گونه مراسم با نهضت امام حسين(ع) و آرمان بلند آن شهيدان بزرگ تاريخ در تضاد است، و چه زيبا سروده است آن شاعر: كي گفت حسين تو بر سر خويش بزن *** با تيغ به فرق خويشتن نيش بزن تيغي كه زني بر سر خود اي غافل *** بر فرق ستمگران بد كيش بزن عده اي از قمه زنان ميگويند :كه اگر اينكار موجب وهن مذهب است،كار شهيد حسين فهميده هم موجب وهن مذهب بوده!!! درجواب به اين جاهلان بايد گفت ، كاري كه شهيد حسين فهميده انجام دادند در راه اسلام و ايران بود (مگر نشنيده ايد كه گفته اند دوست داشتن وطن از ايمان است)و گذشتن از جان بخاطر حفظ ناموس و اسلام كار پسنديده اي است و چه بسا مسلمين به جهاد با مشركين دعوت شده اند ، جداي از آن ،كار حسين فهميده دشمنان را عصباني كرد در صورتيكه كار شما(قمه زني) دشمنان را خوشحال ميكند . اگر دقت كرده باشيد دشمنان موقعي كه در مورد حسين رضازاده و لباس او و نام حضرت اباالفضل صحبت ميكنند لحني دارند ناشي از نفرت و عصبانيت اما موقعي كه درمورد قمه زني صحبت ميكنند كه نمونه بارز انها اقاي صوراسرافيل (مجري يكي از شبكه هاي ماهواره اي كه اگر خواستيد سي دي اش را برايتان ميفرستيم) است ،ميگويد:« اين از تاسوعا و عاشورايتان، ديديد چه كثافت كاري تو مملكت كردين ،اينه امام حسين شما» اين لحن صحبت ايشان با توجه به كلمه «ديديد» را با موقعي كه در مورد حسين رضا زاده حرف ميزنند را مقايسه كنيد. و خودتان قضاوت كنيد.در آخر طبق اجماع بيشتر مراجع :اطاعت از حكم ولي فقيه بر همگان واجب است و فتواي مرجع تقليد نمي تواند با آن معارضه كند. اين حكم حرام بودن قمه زني، چون به جهان اسلام مربوط ميشود و چون حضرت آيت ا... خامنه اي ولي امر مسلمين جهان هستند ، بايد اجرا شود و اگر كسي قصد زير پا گذاشتن حكم ايشان را در سر خود بپروراند، ما(راهيان حق) نخواهيم گذاشت،و چون اين كار ما مبارزه با بدعتها و انحرافات است جهاد محسوب ميشود . اسلام دين زيبايي ها و رافت و عطوفت است نه دين خرافه ها! بهترين شيوه عزاداري، تشکيل مجالس با شکوه و ذکر اهداف مقدس امام حسين(ع) و تاريخچه کربلا و تحليل فرازهاي آن و مراسم سوگواري و هم چنين تشکيل دسته جات عزاداري با شکوه، توأم با برنامه هاي بيدار کننده و پرمحتوي است که روشن کننده اهداف عزاداري امام حسين(ع) باشد. مردم شريف و غيور و ولايت مدار ايران: چون قمه زنان يه سري آدمهاي عقده اي هستند ،كه دوست دارند ديده شوند از شما ميخواهيم كه روز عاشورا به تماشاي اينكار ضد ديني و خرافه اي ايشان نرويد. اينها شهيدان انقلاب اسلامي را شهيد نميدانند ، اينها دشمن شهيدان جنگ تحميلي هستند ،اينها دشمنان حسين بن علي هستند در لباس محبان اهل بيت (ع) . والسلام
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 1:2 توسط راهيان حق |
|
|
باسمه تعالي سلام عليكم فرارسيدن ماه محرم و ايام شهادت سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين را به شما تسليت عرض ميكنيم. طاعات و عباداتتان و همينطور عزاداريهايتان قبول باشه . انشاءالله در مورد روز عاشورا و مراسم قمه زني حتمآ مقاله اي از طرف راهيان حق خواهيد خواند در روزهاي اخير. يا علي حق نگهدارتان
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 23:41 توسط راهيان حق |
|
|
سلام دوستان
دوباره راهيان حق بعد از يك وقفه امد. درخدمتتون هستيم. اگر سوالي سياسي و يا مذهبي داريد در خدمتيم. بتوانيم جواب ميدهيم ، نتوانيم براي يافتن جواب راهنمايي ميكنيم. با عضو شدن در گروه راهيان حق از مطالب اين سايت و بروز شدنش باخبر شوديد. دست علي بهمراهتون يا حق
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم دی 1385ساعت 15:49 توسط راهيان حق |
|
|
در تاريخ معاصر ايران، قضاوت کنسولي (کاپيتولاسيون) مسئله اي اساسي است. نفوذ بيگانگان بيشتر از همين طريق بوده و از اين راه، تحميل عمال و کارگزاران بيگانه و به دنبال آن جنايات فجيعي در اين سرزمين انجام گرفت. قوانين جزايي که بايد مظهر حاکميت دولت باشد، بصورت بازيچه اي درآمد و هر متجاوزي مي توانست به سادگي آن را کنار زده، خود را تحت حمايت قدرتهاي خارجي قرار دهد. رژيم شاه که به خوبي مي دانست بازتاب عمومي اين لايحه ننگين تا چه حد خطرناک خواهد بود، سانسور شديدي بر رسانه هاي گروهي حاکم کرد تا هيچگونه خبري در مورد لايحه کاپيتولاسيون به بيرون درز پيدا نکند. ولي چند روزي از تصويب اين لايحه نگذشته بود که مجله داخلي مجلس شوراي ملي که متن کامل مذاکرات مجلس را در برداشت بدست امام خميني (ره) رسيد. امام خميني (ره) به منظور افشاي اين خيانت تصميم گرفتند که طي ايراد نطقي، اين عمل رژيم شاه را به اطلاع عموم برسانند. قبل از هر چيز، ايشان براي آگاه ساختن علما و روحانيون مرکز و شهرستانها، پيک هايي همراه با نامه به اطراف و اکناف کشور روانه نمودند و خود نيز با مقامات روحاني قم به گفتگو نشستند. به تدريج تعداد کثيري از مردم ايران وارد قم شدند، تا خود شاهد اين سخنراني باشند. رژيم شاه که از برنامه سخنراني حضرت امام (ره) اطلاع پيدا کرده بود، براي جلوگيري از اين سخنراني نماينده اي به قم اعزام داشت. اين فرد نتوانست به ديدار امام خميني (ره) نايل گردد، ولي در ديداري با فرزند امام، حاج آقا مصطفي خميني، اين پيام را براي حضرت امام (ره) فرستاد: (..... آمريکا به منظور کسب وجهه در ميان مردم ايران با تمام قدرت فعاليت مي کند و پول مي ريزد و از نظر قدرت در موقعيتي است که هرگونه حمله به آن، به مراتب خطرناکتر از حمله به شخص اول مملکت است! آيت الله خميني اگر اين روزها بنا دارند نطقي ايراد کنند بايد خيلي مواظب باشند که به دولت آمريکا برخوردي نداشته باشد که خيلي خطرناک است و با عکس العمل تند و شديد آنان مواجه خواهد شد. ديگر هر چه بگويند حتي حمله به شاه چندان مهم نيست.) اين تهديدات کوچکترين اثري در عزم راسخ حضرت امام (ره)، نداشت و ايشان در روز 4 آبان 1343، سخنراني بسيار آتشين، کوبنده و افشاگرانه به عمل آوردند و مردم ايران را از جزئيات اين خيانت مطلع ساختند. حضرت امام خميني (ره) اين سخنراني را علاوه بر اينکه در روز تولد حضرت فاطمه زهرا (س) ايراد فرمودند، سخنان خود را با آيه استرجاع (انا لله و انا اليه راجعون) شروع نمودند و طي آن شديدترين حملات را مستقيماً عليه آمريکا و شاه وارد نمودند. جيمزبيل، محقق آمريکايي، در مورد اين سخنراني چنين مي گويد: (اين سخنراني پرشور او، يکي از مهمترين و تحريک کننده ترين بيانات سياسي ايراد شده در ايران در اين قرن مي باشد. حضرت امام خميني (ره) در اين سخنراني با کمال قدرت و بطور مستقيم، شاه و آمريکا را به دليل تلاش براي نابود کردن يکپارچگي و استقلال ايران مورد حمله قرار داد.) (قانون در مجلس بردند، در آن قانون اولاً ما را ملحق کردند به پيمان وين و ثانياً الحاق کردند به پيمان وين که تمام مستشاران نظامي آمريکا با خانواده هايشان، با کارمندهاي فني شان، با کارمندان اداريشان، با خدمه شان، با هر کس که بستگي به آنها دارد، اينها از هر جنايتي که در ايران بکنند مصون هستند؛ اگر يک خادم آمريکايي، اگر يک آشپز آمريکايي مرجع تقليد شما را در وسط بازار ترور کند، زير پا منکوب کند، پليس ايران حق ندارد جلو او را بگيرد! دادگاههاي ايران حق ندارد محاکمه کنند! بازپرسي کنند! بايد برود آمريکا! آنجا در آمريکا اربابها تکليف را معين کنند! دولت سابق اين تصويب را کرده بود و به کسي نگفت. دولت حاضر اين تصويب نامه را در چند روز پيش از اين، برد به مجلس و در چند وقت پيش از اين به سنا بردند و با يک قيام وقعود، مطلب را تمام کردند و باز نفسشان در نيامد. در اين چند روز اين تصويب نامه را بردند به مجلس شورا و درآنجا صحبتهايي کردند، مخالفت هايي شد، بعضي از وکلا هم مخالفت هايي کردند، صحبت هايي کردند لکن مطلب را گذراندند، با کمال وقاحت گذراندند، دولت با کمال وقاحت از اين امر ننگين طرفداري کرد. ملت ايران را از سگهاي آمريکا پست تر کردند. اگر چنانچه کسي سگ آمريکايي را زير بگيرد بازخواست از او ميکنند، اگر شاه ايران يک سگ آمريکايي را زير بگيرد بازخواست مي کنند و اگر چنانچه يک آشپز آمريکايي، شاه ايران را زير بگيرد، مرجع ايران را زير بگيرد، بزرگترين مقام را زير بگيرد، هيچ کس حق تعرض ندارد چرا؟ براي اينکه مي خواستند وام بگيرند از آمريکا. آمريکا گفت اين کار بايد بشود (لابد اينجور است) بعد از سه چهار روز، وام دويست ميليون دلاري تقاضا کردند ......... ايران خودش را فروخت براي اين دلارها ...... ما را جزو دولتهاي مستعمره حساب کرد، ملت مسلم ايران را پست تر از وحشيها در دنيا معرفي کرد، در ازاي وام 200 ميليون که 300 ميليون پس بدهند. نظاميان آمريکايي، مستشاران نظامي آمريکايي به شما چه نفعي دارند؟ آقا اگر اين مملکت اشغال آمريکاست پس چرا اينقدر عربده مي کشيد، پس چرا اينقدر دم از ترقي مي زنيد؟ اگر اين مستشاران نوکر شما هستند پس چرا از اربابها بالاترشان مي کنيد؟ پس چرا از شاه بالاترشان مي کنيد. اگر نوکرند مثل ساير نوکرها با آنها عمل کنيد. اگر کارمند شما هستند مثل ساير ملل که با کارمندانشان عمل مي کنند، شما هم عمل کنيد. اگر مملکت ما اشغال آمريکاييست پس بگوييد ........ ما زير چکمه آمريکا برويم چون ملت ضعيفي هستيم؟! چون دلار نداريم؟! آمريکا از انگليس بدتر، انگليس از آمريکا بدتر، شوروي از هر دو بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پليدتر اما امروز سر و کارما با اين خبيث هاست، با آمريکاست. رئيس جمهور آمريکا بداند، بداند اين معنا را که منفورترين افراد دنياست پيش ملت ما. امروز منفورترين افراد بشر است پيش ملت ما. بايد هياهو کنيد، بايد بريزيد وسط مجلس، به هم بايد بپريد که نگذرد اين مطلب، به صرف اينکه من مخالفم درست مي شود؟! ديديد که مي گذرد، پس نگذاريد يک همچو مجلسي وجود پيدا کند، از مجلس بيرونشان کنيد. ما اين قانون را که در مجلس واقع شد، قانون نمي دانيم. ما اين مجلس را مجلس نمي دانيم. ما اين دولت را دولت نمي دانيم، اينها خائنند به مملکت ايران، خائنند). امام خميني (ره) به ايراد سخنراني اکتفا نکردند و در همان روز، اعلاميه اي روشن و غني نيز عليه احياي کاپيتولاسيون صادر کردند. در بخشي از اين اعلاميه که با آيه (نفي سبيل) (لن يجعل الله للکافرين علي المومنين سبيلا) شروع شده بود، چنين آمده است: (آيا ملت ايران مي داند در اين روزها در مجلس چه مي گذشت؟ مي داند بدون اطلاع ملت و به طورقاچاق چه جنايتي واقع شد؟ مي داند مجلس به پيشنهاد دولت سند بردگي ملت ايران را امضا کرد؟ اقرار به مستعمره بودن ايران نمود؟ سند وحشي بودن ملت مسلمان را به آمريکا داد، قلم سياه کشيد بر جميع مفاخر اسلامي و ملي ما، قلم سرخ کشيد بر تمام لاف و گزافهاي چندين ساله سران قوم، ايران را از عقب افتاده ترين ممالک دنيا پست تر کرد؟ اهانت به ارتش محترم ايران و صاحب منصبان و درجه داران نمود؟ حيثيت دادگاه هاي ايران را پايمال کرد؟ به ننگين ترين تصويب نامه دولت سابق با پيشنهاد دولت حاضر بدون اطلاع ملت رأي مثبت داد؟ ملت ايران را در تحت اسارت آمريکايي ها قرار داد؟ اکنون مستشاران نظامي و غيرنظامي آمريکا با جميع خانواده و مستخدمين آنها آزادند هر جنايتي بکنند، هر خيانتي بکنند؟ پليس ايران حق بازداشت آنها را ندارد دادگاههاي ايران حق رسيدگي ندارد، چرا؟ براي آنکه آمريکا مملکت دلار است و دولت ايران محتاج به دلار. امروز که دولتهاي مستعمره يکي پس از ديگري با شهامت و شجاعت خود را از تحت فشار استعمار خارج مي کنند و زنجيرهاي اسارت را پاره مي کنند، مجلس مترقي ايران با ادعاي سابقه تمدن دو هزار و پانصد ساله، با لاف هم رديف بودن با ممالک مترقيه، به ننگين ترين و موهن ترين تصويب نامه غلط دولتهاي بي حيثيت رأي مي دهد و ملت شريف ايران را پست ترين و عقب افتاده ترين ملل به عالم معرفي مي کند و با سرافرازي هرچه تمامتر، دولت از تصويب غلط دفاع مي کند و مجلس رأي مي دهد. از برخي منابع مطلع به من اطلاع دادند که اين طرح مفتضح را به دولت پاکستان، اندونزي، ترکيه، آلمان غربي پيشنهاد کرده اند و هيچکدام زير بار اين اسارت نرفته اند، تنها دولت ايران است که اينقدر با حيثيت ملت و اسلاميت ما بازي مي کند و آن را به باد فنا مي دهد ......... آمريکاست که به مجلس و دولت ايران فشار مي آورد که چنين تصويب نامه مفتضحي را که تمام مفاخر اسلامي و ملي ما را پايمال مي کند تصويب و اجرا کنند. آمريکاست که با ملت اسلام معامله وحشيگري و بدتر از آن مي نمايد). |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1385ساعت 7:26 توسط راهيان حق |
|
|
ابوجعفر محمد بن حسن بـن على طوسى، در رمضان سال 385 هـ.ق در شهر طوس خراسان ديده به جهان گشود. ابو جعفر محمد بن حسن بـن على طوسى، در رمضان سال 385 هـ.ق در شهر طوس خراسان ديده به جهان گشود. وي پس از فراگيري تحصيلات مقدماتي در سن 23 سالگي به بغداد که در آن زمان يکي از مراکز مهمّ علمي بود رفت و به تکميل دانش خود پرداخت و از محضر بزرگاني چون «شيخ مفيد » و «سيد مرتضي علم الهدي » بهره مند گرديد. شيخ طوسي پس از استادش سيد مرتضي، رياست علمي و فتوايي شيعه را به عهده گرفت؛ امّا به علّت يک سلسله آشوب هاي به وجود آمده از سوي مخالفان، خانه و کتابخانه اش به غارت رفت. در پي اين حادثه ناگوار شيخ طوسي به نجف اشرف هجرت کرد و نخستين پايه هاي حوزه علميه اين شهر را بنا نهاد. اين مرکز علمي و ديني که قدمتي چند صد ساله دارد، تاکنون يکي از مهم ترين مراکز علوم اسلامي در جهان اسلام بوده است و هزاران محقق برجسته و دانشمند بزرگ در آن پرورش يافته اند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 7:0 توسط راهيان حق |
|
|
بهاء الدين محمد بن عزالدين حسين بن عبدالصمد بن شمس الدين محمد بن حسن بن محمد بن صالح حارثي همداني عاملي جبعي (جباعي) معروف به شيخ بهائي در سال 953 ه.ق 1546 ميلادي در بعلبك متولد شد. او در جبل عامل در ناحيه شام و سوريه در روستايي به نام "جبع" يا "جباع" مي زيسته و از نژاد "حارث بن عبدالله اعور همداني" متوفي به سال 65 هجري از معاريف اسلام بوده است. ناحيه "جبل عامل" همواره يكي از مراكز شيعه در مغرب آسيا بوده است و پيشوايان و دانشمندان شيعه كه از اين ناحيه برخاسته اند، بسيارند. در هر زمان، حتي امروزه فرق شيعه در جبل عامل به وفور مي زيسته اند و در بنياد نهادن مذهب شيعه در ايران و استوار كردن بنيان آن مخصوصاً از قرن هفتم هجري به بعد ياري بسيار كرده و در اين مدت پيشوايان بزرگ از ميان ايشان برخاسته اند و خاندان بهائي نيز از همان خانواده هاي معروف شيعه در جبل عامل بوده است. بهاءالدين در كودكي به همراه پدرش به ايران آمد و پس از اتمام تحصيلات، شيخ الاسلام اصفهان شد. چون در سال 991 هجري قمري به قصد حج راه افتاد، به بسياري از سرزمينهاي اسلامي از جمله عراق، شام و مصر رفت و پس از 4 سال در حالي كه حالت درويشي يافته بود، به ايران بازگشت. وي در علوم فلسفه، منطق، هيئت و رياضيات تبحر داشت، مجموعه تأليفاتي كه از او بر جاي مانده در حدود 88 كتاب و رساله است. وي در سال 1031 ه.ق در اصفهان درگذشت و بنا بر وصيت خودش جنازه او را به مشهد بردند و در جوار مرقد مطهر حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام جنب موزه آستان قدس دفن كردند.
شخصيت ادبي شيخ بهايی: ـ بهائي آثار برجسته اي به نثر و نظم پديد آورده است. وي با زبان ترکي نيز آشنايي داشته است. عرفات العاشقين (تأليف 1022ـ 1024)، اولين تذکره اي است که در زمان حيات بهائي از او نام برده است. بهترين منبع براي گردآوري اشعار بهائي، کشکول است تا جائي که به عقيده برخي محققان، انتساب اشعاري که در کشکول نيامده است به بهائي ثابت نيست. از اشعار و آثار فارسي بهائي دو تأليف معروف تدوين شده است؛ يکي به کوشش سعيد نفيسي با مقدّمه اي ممتّع در شرح احوال بهائي، ديگري توسط غلامحسين جواهري وجدي که مثنوي منحول « رموز اسم اعظم » (ص 94 ـ 99) را هم نقل کرده است. با اين همه هر دو تأليف حاوي تمام اشعار و آثار فارسي شيخ نيست. اشعار فارسي بهائي عمدتاً شامل مثنويّات، غزليّات و رباعيّات است. وي در غزل به شيوه فخرالدين عراقي و حافظ، در رباعي با نظر به ابو سعيد ابوالخير و خواجه عبدالله انصاري و در مثنوي به شيوه مولوي شعر سروده است. ويژگي مشترک اشعار بهائي ميل شديد به زهد و تصوّف و عرفان است. ازمثنوّيات معروف شيخ مي توان از اينها نام برد: «نان و حلوا يا سوانح سفر الحجاز»، اين مثنوي ملمّع چنانکه از نام آن پيداست در سفر حج و بر وزن مثنوي مولوي سروده شده است و بهائي در آن ابياتي از مثنوي را نيز تضمين کرده است. او اين مثنوي را به طور پراکنده در کشکول نقل کرده و گردآورندگان ديوان فارسي وي ظاهراً به علت عدم مراجعه دقيق به کشکول متن ناقصي از اين مثنوي را ارائه کرده اند. «نان و پنير»، اين اثر نيز بر وزن و سبک مثنوي مولوي است؛ «طوطي نامه» نفيسي اين مثنوي را که از نظر محتوا و زبان نزديکترين مثنوي بهائي به مثنوي مولوي است، بهترين اثر ادبي شيخ دانسته و با آنکه آن را در اختيار داشته جز اندکي در ديوان بهائي نياورده و نام آن را نيز خود براساس محتوايش انتخاب کرده است. «شير و شکر»، اولين منظومه فارسي در بحر خَبَب يا مُتدارک است. در زبان عربي اين بحر شعري پيش از بهائي نيز مورد استفاده بوده است. « شير و شکر » سراسر جذبه و اشتياق است و علي رغم اختصار آن (161 بيت در کليات، چاپ نفيسي، ص 179 ـ 188؛ 141 بيت در کشکول، ج 1، ص 247 ـ 254) مشحون از معارف و مواعظ حکمي است، لحن حماسي دارد و منظومه اي بدين سبک و سياق در ادب فارسي سروده نشده است؛ مثنويهايي مانند «نان و خرما»، «شيخ ابوالپشم» و «رموز اسم اعظم» را نيز منسوب بدو دانسته اند که مثنوي اخير به گزارش مير جهاني طباطبائي (ص 100) از آنِ سيد محمود دهدار است. شيوه مثنوي سرايي بهائي مورد استقبال ديگر شعرا، که بيشتر از عالمان اماميّه اند واقع شده است. تنها نثر فارسي بهائي که در ديوان هاي چاپي آمده است، « رساله پند اهل دانش و هوش به زبان گربه و موش » است. بهائي در عربي نيز شاعري چيره دست و زبان داني صاحب نظر است و آثار نحوي و بديع او در ادبيات عرب جايگاه ويژه اي دارد. مهمترين و دقيقترين اثر او در نحو، « الفوائد الصمديّه » معروف به صمديّه است که به نام برادرش عبدالصمد نگاشته است و جزو کتب درسي در مرحله متوسط علم نحو در حوزه هاي علميّه است. اشعار عربي بهائي نيز شايان توجه بسيار است. معروفترين و مهمترين قصيده او موسوم به « وسيله الفوزوالامان في مدح صاحب الزّمان عليه السلام » در 63 بيت است که هر گونه شبهه اي را در اثناعشري بودن وي مردود مي سازد. بهائي در ارجوزه سرايي نيز مهارت داشت و دو ارجوزه شيوا يکي در وصف شهر هرات به نام « هراتيه يا الزّهره » (کشکول، ج1،ص 189 ـ 194) و ديگر ارجوزه اي عرفاني موسوم به « رياض الارواح » (کشکول، ج1، ص225 ـ 227) از وي باقي مانده است. دوبيتيهاي عربي شيخ نيز از شهرت و لطافت بسياري برخوردار بوده که بيشتر آنها در اظهار شوق نسبت به زيارت روضة مقدّسه معصومين عليه السلام است. شيخ محمدرضا فرزند شيخ حرّعاملي (متوفي 1110) مجموعه لطيفي از اشعار عربي و فارسي شيخ بهائي را در ديواني فراهم آورده است. اشعار عربي وي اخيراً با تدوين ديگري نيز به چاپ رسيده است. بخش مهمي از اشعار عربي بهائي، لُغَز و معمّاست. از بررسي شيوه نگارش بهائي در اکثر آثارش، اين نکته هويداست که وي مهارت فراواني در ايجاز و بيان معمّا آميز مطالب داشته است. وي حتي در آثار فقهي اش اين هنر را به کار برده که نمونه بارز آن «رسائل پنجگانه الاثناعشرّيه »، است. اين سبک نويسندگي در « خلاصه الحساب، فوائد الصمّديه، تهذيب البيان و الوجيزه في الدرايه » آشکاراتر است. بهائي تبحّر بسياري در صنعت لغز و تعميه داشته و رسائل کوتاه و لغزهاي متعدّد و معروفي به عربي از وي بر جا مانده است. مانند: « لغزالزبده » ( لغزي است که کلمه زبده از آن به دست مي آيد )، « لغزالنحو »، « لغزالکشّاف »، « لغزالصمديه »، « لغزالکافيه » و « فائده ». نامدارترين اثر بهائي الکشکول، معروف به «کشکول شيخ بهائي» است که مجموعه گرانسنگي از علوم و معارف مختلف و آينه معلومات و مشرب بهائي محسوب مي شود. بهائي در شمار مؤلفان پر اثر در علوم مختلف است و آثار او که تماماً موجز و بدون حشو و زوايد است، مورد توجه دانشمندان پس از او قرار گرفته و بر شماري از آنها شروح و حواشي متعدّدي نگاشته شده است. خود بهائي نيز بر بعضي تصانيف خود حاشيه اي مفصّل تر از اصل نوشته است. از برجسته ترين آثار چاپ شده بهائي مي توان از اينها نام برد: «مشرق الشمسين و اکسير السعادتين» ( تأليف 1015)، که ارائه فقه استدلالي شيعه بر مبناي قرآن (آيات الاحکام) و حديث است. اين اثر داراي مقدمه بسيار مهمي در تقسيم احاديث و معاني برخي اصطلاحات حديثي نزد قدما و توجيه تعليل اين تقسيم بندي است. از اثر مذکور تنها باب طهارت نگاشته شده و بهائي در آن از حدود چهارصد حديث صحيح و حسن بهره برده است؛ «جامع عباسي»، از نخستين و معروفترين رساله هاي علميّه به زبان فارسي؛ « حبل المتين في اِحکام احکام الدّين » (تأليف 1007) در فقه که تا پايان صلوه نوشته است و در آن به شرح و تفسير بيش از يکهزار حديث فقهي پرداخته شده است؛ « الاثنا عشريه » در پنج باب طهارت، صلات، زکات، خمس، صوم و حج است. بهائي دراين اثر بديع، مسائل فقهي هر باب را به قسمي ابتکاري بر عدد دوازده تطبيق کرده است، خود وي نيز بر آن شرح نگاشته است. «زبده الاصول» اين کتاب تا مدتها کتاب درسي حوزه هاي علمي شيعه بود و داراي بيش از چهل شرح و حاشيه و نظم است. « الاربعون حديثاً » (تأليف 995) معروف به اربعين بهائي ؛ « مفتاح الفلاح » (تأليف 1015) در اعمال و اذکار شبانه روز به همراه تفسير سورة حمد. اين اثر کم نظير که گفته مي شود مورد توجه و تأييد امامان معصوم عليه السّلام قرار گرفته است. «حدائق الصالحين» (ناتمام)، شرحي است بر صحيفة سجاديه که هر يک از ادعية آن با نام مناسبي شرح شده است. از اين اثر تنها الحديقه الهلاليّه در شرح دعاي رؤيت هلال (دعاي چهل و سوم صحيفة سجاديه) در دست است. «حديقة هلاليّه » شامل تحقيقات و فوائد نجومي ارزنده است که ساير شارحان صحيفه از جمله سيّد عليخان مدني در شرح خود موسوم رياض السالکين از آن بسيار استفاده کرده اند. همچنين فوائد و نکات ادبي، عرفاني، فقهي و حديثي بسيار در اين اثر موجز به چشم مي خورد.
خدمات شيخ بهائي: در عرف مردم ايران، شيخ بهائي به مهارت در رياضي و معماري و مهندسي معروف بوده و هنوز هم به همين صفت معروف است، چنانكه معماري مسجد امام اصفهان و مهندسي حصار نجف را به او نسبت مي دهند. و نيز شاخصي براي تعيين اوقات شبانه روز از روي سايه آفتاب يا به اصطلاح فني، ساعت آفتاب يا صفحه آفتابي و يا ساعت ظلي در مغرب مسجد امام (مسجد شاه سابق) در اصفهان هست كه مي گويند وي ساخته است. در احاطه وي در مهندسي مساحي ترديد نيست و بهترين نمونه كه هنوز در ميان است، نخست تقسيم آب زاينده رود به محلات اصفهان و قراي مجاور رودخانه است كه معروف است هيئتي در آن زمان از جانب شاه عباس به رياست شيخ بهائي مأمور شده و ترتيب بسيار دقيق و درستي با منتهاي عدالت و دقت علمي در باب حق آب هر ده و آبادي و محله و بردن آب و ساختن ماديها داده اند كه هنوز به همان ترتيب معمول است و اصل طومار آن در اصفهان هست. ديگر از كارهاي علمي كه به بهائي نسبت مي دهند طرح ريزي كاريز نجف آباد اصفهان است كه به نام قنات زرين كمر، يكي از بزرگترين كاريزهاي ايران است و از مظهر قنات تا انتهاي آبخور آن 9 فرسنگ است و به 11 جوي بسيار بزرگ تقسيم مي شود و طرح ريزي اين كاريز را نيز از مرحوم بهائي مي دانند. ديگر از كارهاي شيخ بهائي، تعيين سمت قبله مسجد امام به مقياس چهل درجه انحراف غربي از نقطه جنوب و خاتمه دادن به يك سلسله اختلاف نظر بود كه مفتيان ابتداي عهد صفوي راجع به تشخيص قبله عراقين در مدت يك قرن و نيم اختلاف داشته اند. يكي ديگر از كارهاي شگفت كه به بهائي نسبت مي دهند، ساختمان گلخن گرمابه اي كه هنوز در اصفهان مانده و به حمام شيخ بهائي يا حمام شيخ معروف است و آن حمام در ميان مسجد جامع و هارونيه در بازار كهنه نزديك بقعه معروف به درب امام واقع است و مردم اصفهان از دير باز همواره عقيده داشته اند كه گلخن آن گرمابه را بهائي چنان ساخته كه با شمعي گرم مي شد و در زير پاتيل گلخن فضاي تهي تعبيه كرده و شمعي افروخته در ميان آن گذاشته و آن فضا را بسته بود و شمع تا مدتهاي مديد همچنان مي سوخت و آب حمام بدان وسيله گرم مي شد و خود گفته بود كه اگر روزي آن فضا را بشكافند، شمع خاموش خواهد شد و گلخن از كار مي افتد و چون پس از مدتي به تعمير گرمابه پرداختند و آن محوطه را شكافتند، فوراً شمع خاموش شد و ديگر از آن پس نتوانستند بسازند. همچنين طراحي منارجنبان اصفهان كه هم اكنون نيز پا برجاست به او نسبت داده مي شود.
استادان شيخ بهائي: آن طور كه مؤلف عالم آرا آورده است، استادان او بجز پدرش از اين قرار بوده اند: "تفسير و حديث و عربيت و امثال آن را از پدر و حكمت و كلام و بعضي علوم منقول را از مولانا عبدالله مدرس يزدي مؤلف مشهور حاشيه بر تهذيب منطق معروف به حاشيه ملا عبدالله آموخت. رياضي را از ملا علي مذهب ملا افضل قاضي مدرس سركار فيض كاشاني فرا گرفت و طب را از حكيم عماد الدين محمود آموخت و در اندك زماني در منقول و معقول پيش رفت و به تصنيف كتاب پرداخت." مؤلف روضات الجنات استادان او را پدرش و محمد بن محمد بن محمد ابي الطيف مقدسي مي شمارد و گويد كه صحيح بخاري را نزد او خوانده است. علاوه بر استادان فوق در رياضي، بهائي نزد ملا محمد باقر بن زين العابدين يزدي مؤلف كتاب مطالع الانوار در هيئت و عيون الحساب كه از رياضي دانان عصر خود بوده نيز درس خوانده است. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 7:17 توسط راهيان حق |
|
وزيرامور خارجه آمريكا گفت : ايران نبايد فناوري هسته اي داشته باشد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 8:2 توسط راهيان حق |
|
|
سخنگوي وزارت امورخارجه امريكا, درخواسـت يك روزنامه ايــرانــي رابـراي بـرگـزاري مسابقه كاريكـاتـور دربـاره هولوكـاسـت , خلاف آزادي مطبوعات خواند.
درحالي كه مقامات امريكايي درروزهاي اخير بارهااز اقدام نشريات اروپايي درتوهين به پيامبراكرم )ص ( حمايت كرده و آن را نمونه اي از آزادي بيان درغرب دانسته اندكاندوليزا رايس وزيرامورخارجه آمريكا درخـواسـت يـك روزنامه ايراني را براي برگزاري مسـابقـه كاريكاتور درباره هولوكاسـت , خـلاف آزادي مطبوعات خواند. وزير امورخارجه آلمان هم از طرح روزنامـه همشهري براي برگزاري مسابقه كاريكاتور در خصوص هولوكاست به شدت انتقاد كرد. فرانك والتر اشتاينمايرگفت: زير ســئوال بردن پديده هولوكاست امـري تحـريـك آميـز است. روزنامه همشهري درفراخوانياعلام كرده اسـت مسابقه بيـن المـللـي انـتخـاب بـهتـريـن كاريكاتور درباره افسانه هولوكاست برگزار ميكند و به 12 كاريكاتوربرترجايزه ميدهد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم بهمن 1384ساعت 7:41 توسط راهيان حق |
|
|
بسمه تعالي آنان که غمت به جان خریدند حسین یک باره دل از جهان بریدند حسین افسوس که خونین کفنان ایران جان دادن و کربلا ندیدند حسین دانشجوي گرامي: راهيان حق
|
||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم بهمن 1384ساعت 7:31 توسط راهيان حق |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 8:29 توسط راهيان حق |
|
|
محرم، ماه ايثار و از جان گذشتگی است! ماه عشق و شور و فریاد است! ماه سرافرازی بر فراز نیزه هاست! ماه آمیختن با خون و آمیختن عشق است.سلام بر حسین (ع) امام حسين (ع) و ياران اوامام حسين (ع) در سوم شعبان سال چهارم هجري در مدينه به دنيا آمد. رسول خدا (ع) نام اين فرزند زهرا (س) را حسين نهاد وي مورد علاقه شديد پيامبر خدا(ص) بود و آن حضرت دربارة او فرمود: «حسين مني و انا من حسين....» و در آغوش پيامبر بزرگ شد. هنگام رحلت رسول خدا، شش ساله بود در دوران پدرش علي بن ابي طالب (ع) نيز از موقعيت والايي برخوردار بود، علم، بخشش، بزرگواري، فصاحت، شجاعت، تواضع، دستگيري از بينوايان، عفو و حلم و .... از صفات برجسته اين حجت الهي بود. در دوران خلافت پدرش در كنار آن حضرت بود و در سه جنگ «جمل»، «صفين» و «نهروان» شركت داشت.پس از شهادت پدرش كه امامت به حسن بن علي (ع) رسيد همچون سربازي مطيع رهبر و مولاي خويش و همراه برادر بود پس از انعقاد پيمان صلح (صلح امام حسن (ع) با معاويه حاكم شام) با برادرش و بقيه اهل بيت (ع) از كوفه به مدينه آمدند. با شهادت امام مجتبي (ع) در سال 49 يا 50 هجري (كه به دست همسرش جعده، دختر اشعث بن قيس الكندي مسموم شد و پس از چهل روز به شهادت رسيد. معاويه با توطئه به ازدواج درآوردن يزيد با جعده اين كار را تدارك ديد). بار امامت به دوش سيدالشهدا قرار گرفت. در آن دوران ده ساله كه معاويه بر حكومت مسلط بود، امام حسين (ع) همواره يكي از معترضين سرسخت نسبت به سياستهاي معاويه و دستگيريها و قتلهاي او بود و نامه هاي متعددي در انتقاد از رويه معاويه در كشتن حجربن عدي و يارانش و عمروبن حمق خزاعي كه از وفاداران به علي (ع) بودند و اعمال ناپسند ديگر او نوشت. در عين حال حسين بن علي (ع) يكي از محورهاي وحدت شيعه و از چهره هاي برجسته و شاخصي بود كه مورد توجه قرار داشت و همواره سلطه اموي (حكومتي كه از سال 41 هجري با معاويه اولين خليفه اموي شروع مي شود و تا سال 132 هجري ادامه مي يابد) از نفوذ شخصيت او بيم داشت با مرگ معاويه در سال 60 هجري يزيد به والي مدينه نوشت كه از امام حسين (ع) به نفع او بيعت بگيرد اما سيدالشهداء كه فساد يزيد و بي لياقتي او را مي دانست، از بيعت امتناع كرد و براي نجات اسلام از بليه سلطه يزيد كه به زوال و محو دين مي انجاميد، راه مبارزه را پيش گرفت از مدينه به مكه هجرت كرد و در پي نامه نگاريهاي كوفيان و شيعيان عراق با آن حضرت و دعوت براي آمدن به كوفه آن امام ابتدا مسلم بن عقيل را فرستاد و نامه هايي براي شيعيان كوفه و بصره نوشت و با دريافت پاسخ كوفيان در بيعتشان با مسلم بن عقيل در روز هشتم ذيحجه سال 60 هجري از مكه به سوي عراق حركت كرد. پيمان شكني كوفيان و شهادت مسلم بن عقيل، اوضاع عراق را نامطلوب ساخت و سيدالشهدا كه همراه خانواده، فرزندان و ياران به سوي كوفه مي رفت، پيش از رسيدن به كوفه در سرزمين «كربلا» در محاصره سپاه كوفه قرار گرفت. تسليم نيروهاي يزيد نشد و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمين، مظلومانه و تشنه كام، همراه اصحابش به شهادت رسيد. از آن پس كربلا كانون الهام و عاشورا سرچشمه قيام و آزادگي شد و كشته شدن وي سبب زنده شدن اسلام و بيدار شدن وجدانهاي خفته گرديد.(1) خون او تفسيراين اسرار كرد ملت خوابيده را بيدار كرد(2) ـ اصحاب شهادت طلب و با وفاي سيدالشهداء(ع) نمونه بارز آگاهي، ايمان، شجاعت و فداكاري بودند .... آنان كه در ركاب سيدالشهداء به فيض شهادت رسيدند جمعي از بني هاشم بودند. جمعي از مدينه با آن حضرت آمده بودند، برخي در مكه در طول راه به وي پيوستند. برخي هم از كوفه توانستند به جمع آن حماسه سازان شهيد بپيوندند. كساني هم در راه نهضت حسيني، پيش از عاشورا شهيد شدند،كه آنان نيز جزء اصحاب او به شمار مي آيند. (چون مسلم بن عقيل و قيس بن مسهر صيداوي و ...) (3) ـ مدت قيام امام حسين (ع) از روز امتناع از بيعت با يزيد تا روز عاشورا 175 روز طول كشيد (12 روز در مدينه، 4 ماه 10 روز در مكه، 23 روز در بين راه مكه تا كربلا و 8 روز در كربلا از 2 تا 10 محرم) (4) 1-(فرهنگ عاشورا/ جواد محدثي/ ص 147. 148) 2-علامه اقبال لاهوري 3- (پيام آور عاشورا/ مهاجراني/ ص 11) 4- (فرهنگ عاشورا/ جواد محدثي/ ص 32) |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 8:27 توسط راهيان حق |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سیاست ما عین دیانت ماست و دیانت ما عین سیاست ماست
|
| آرشیو موضوعی |
|
سیاسی مذهبی اجتماعی فرهنگی هنری |
| نویسندگان |
|
راهيان حق س.د |
| پیوندها |
|
بزمانه دريچهاي به سوي ملكوت صبح صادق صالحین در انتظار ظهور آقام آب و شراب تنها راه قانونی کسب در آمد در ايران دارای مجوز رسمی و تاييد شده بغض ترکیده یک ایرانی |
|
RSS
|